0% found this document useful (0 votes)
104 views52 pages

سیستم‌های مختصات جغرافیایی ایران

its a course to learn all types of Coordinates Systems

Uploaded by

Ehsan Zareyan
Copyright
© © All Rights Reserved
We take content rights seriously. If you suspect this is your content, claim it here.
Available Formats
Download as PPT, PDF, TXT or read online on Scribd
0% found this document useful (0 votes)
104 views52 pages

سیستم‌های مختصات جغرافیایی ایران

its a course to learn all types of Coordinates Systems

Uploaded by

Ehsan Zareyan
Copyright
© © All Rights Reserved
We take content rights seriously. If you suspect this is your content, claim it here.
Available Formats
Download as PPT, PDF, TXT or read online on Scribd

‫‪‬سیستمهاي‪‬مختصات‪‬و‪‬سیستم‪‬ها‬

‫ي‪‬تصویر‬

‫منو‬
‫سیستم هاي مختصات جغرافیایی به دو دسته تقسیم می شوند‪ .‬شکل و‬ ‫•‬

‫اندازه یک سیستم مختصات با استفاده از یک کره (‪ )Sphere‬و یا یک‬


‫بیضوي (‪ )Ellipsoid‬تعیین می گردد‪.‬‬
‫یک کره بر اساس یک دایره بنا می شود در صورتی که یک بیضوي بر‬ ‫•‬

‫اساس بیضی شکل می گیرد‪.‬‬


‫زمین به دلیل نیروي ثقل آن در مناطق مختلف و ناهمواري هاي سطح‬ ‫•‬

‫آن به صورت کروي نمی باشد بلکه حالت بیضیگون است و حتی یک‬
‫بیض وي کام ل ن یز نیس ت‪ .‬از این رو می ت وان بیض ی ه اي مختلفی را‬
‫متناسب با مناطق مختلف تصور کرد‪.‬‬
‫در واقع می توان گفت که شکل زمین به یک بیضوي بسیار نزدیکتر‬ ‫•‬

‫است لذا در بسیاري از مواقع و در کارهایي با مقیاس بزرگتر و دقیقتر‪،‬‬


‫الزم است سیستم مختصات جغرافیایی (نصف النهارات و مدارات) بر‬

‫منو‬
‫روي یک بیضوي تعریف گردد‪.‬‬
‫این سیستم مختصات از یک کره سه بعدي براي تعیین موقعیت یک نقطه استفاده می کند‪.‬‬ ‫•‬

‫یک سیستم مختصات جغرافیایی شامل واحد اندازه گیري زاویه (معموال درجه) یک نصف‬ ‫•‬

‫النهار مبدا (معموال گرینویچ) و یک سطح مبناي مسطحاتی می باشد(‪ ،)Datum‬موقعیت یک‬
‫عارض ه در س طح ک ره زمین ب ر اس اس درج ه ط ولی و عرض ی‪ ،‬ک ه ب ه ن ام مختص ات‬
‫ی ا ‪ )GCS‬ش ناخته می ش وند‪ ،‬قاب ل ان دازه گ یري‬ ‫(‪Geographic Coordinate System‬‬ ‫جغرافی ایی‬
‫هستند‪.‬‬

‫در سیستم مختص ات ک روي‪ ،‬خط وط افقی ی ا هم ان ش رقی غربی ک ه همان م دارها می‬ ‫•‬

‫باشند نمایانگر عرض جغرافیایی و خطوط عمودي یا همان شمالی جنوبی که همان نصف‬
‫النهارها می باشند‪ ،‬نمایانگر طول جغرافیایی می باشند‪.‬‬

‫مدار میانی بین دو قطب استوا نامیده می شود که مبدأ عرضهاي جغرافیایی محسوب می‬ ‫•‬

‫شود‪.‬‬

‫مبدأ طولهاي جغرافیایی نیز نصف النهار عبوري از شهرگرینویچ انگلستان می باشد که در‬ ‫•‬

‫بعضی کشورها از نصف النهار برن‪ ،‬بوگوتا و یا پاریس استفاده می شود‪.‬‬


‫منو‬
‫منو‬
‫یک کره بر اساس یک دایره بنا می شود در صورتی که‬
‫یک بیضوي بر اساس بیضی شکل می گیرد‪ .‬شکل یک‬
‫بیضی با دو شعاع تعیین می گردد‪ ،‬شعاع بزرگ و شعاع‬
‫کوچک‪.‬‬

‫منو‬
‫با گردش یک بیضی حول محور کوچک آن‪ ،‬یک بیضوي شکل‬ ‫•‬

‫می گیرد‪.‬‬
‫یک بیضوي معموًال با اندازه محور بزرگ آن (‪ )a‬و محور کوچک‬ ‫•‬

‫آن (‪ )b‬تعریف می گردد‪.‬‬


‫البته معوًال به جاي ‪ a‬از ضریب تسطیح (‪ )Flattening‬که از‬ ‫•‬

‫فرمول زیر محاسبه می گردد‪ ،‬استفاده می شود‪ .‬از آنجایی که‬


‫مقدار عددی ‪ f‬خیلی کوچک است از معکوس آن استفاده می‬
‫گردد‪.‬‬

‫منو‬ ‫(‪a = f/)a-b‬‬


‫پارامترهاي بیضوي ‪ WGS- 84‬در شکل زیر آمده‬
‫است‪.‬‬

‫منو‬
‫براي شبیه سازي دقیق شکل و ابعاد زمین در قالب سیستم مختصات‬ ‫•‬

‫جغرافیایی به گونه اي که امکان تشریح موقعیتهاي عوارض روي زمین‬


‫وجود داشته باشد‪ ،‬الزم است یک بیضوي با ابعاد مناسب به گونه اي‬
‫تعریف گردد که منطبق با شکل واقعی زمین (سطح ژئوئید) گردد‪.‬‬
‫اما از آنجایی که شکل واقعی زمین به صورت یک بیضوي منظم نمی‬ ‫•‬

‫باشد و در واقع یک شکل نامنظم شبیه بیضی است‪ ،‬بنابراین هنگامی‬


‫که یک بیضوي را بر زمین منطبق می کنیم‪ ،‬ممکن است یک منطقه بر‬
‫روي زمین مثًال آمریکاي شمالی‪ ،‬کامًال منطبق با این بیضوي شود اما‬
‫براي منطقه اي دیگر مثًال ایران‪ ،‬این تطابق وجود نداشته باشد‪.‬‬

‫منو‬
‫براي ش بیه س ازي دقی ق ب دیهی اس ت ب ا توج ه ب ه اینک ه سیس تم مختص ات‬ ‫•‬

‫جغرافی ایی و م دارات و نص ف النه ارات ب ر روي این بیض وي‪ ،‬مبن اي تع یین‬
‫م وقعیت ع وارض و ن یز محاس به ان دازه ه ا می باش د‪ ،‬بن ابراین در چ نین‬
‫شرایطی‪ ،‬براي منطقه اي که این انطباق وجود نداشته باشد‪ ،‬دقت مناسبی‬
‫نیز نمی توان انتظار داشت‪ ،‬لذا براي اینکه به دقتهاي باالتري دست یابیم‪،‬‬
‫براي هر منطقه و یا کشوري‪ ،‬بیضوي خاص آن منطقه تعریف می گردد به‬
‫گونه اي که این بیضوي بیشترین تطابق را با آن منطقه داشته باشد‪.‬‬
‫به عنوان مثال‪ ،‬بیضوي با نام کالرک (‪ ،1866 ،)Clark‬بهترین انطباق را با‬ ‫•‬

‫منطقه آمریکاي شمالی دارد در حالیکه بیضوي ‪ International 1909‬براي‬


‫ایران مناسب است‪ .‬فرق بین این بیضوي ه ا در اندازه ‪ a‬و ‪ f/1‬آنها می‬
‫باشد‪.‬‬
‫منو‬
‫منو‬
‫در ح الی ک ه ی ک بیض وي‪ ،‬ش کل زمین را تق ریب می زن د‪ ،‬ی ک‬ ‫•‬

‫دیت وم مح ل قرارگ یري آن بیض وي را نس بت ب ه مرک ز زمین‬


‫مشخص می کند به گونه اي که براي اندازه گیري مختصات در‬
‫یک منطقه خاص‪ ،‬بیضوي مربوط به آن منطقه بیشترین انطباق‬
‫را با سطح واقعی زمین داشته باشد‪.‬‬
‫خصوصیت دیگر دیتوم انتقال مرکز بیضوي به مرکز جرمی کره‬ ‫•‬

‫زمین است‪.‬‬
‫براي ای ران‪ ،‬دیت وم ‪ European 1950‬ب ا بیض وی مبن ای‬ ‫•‬

‫‪ International 1909‬بکار گرفته شده است‪.‬‬


‫منو‬
‫در س الهاي اخ یر ب ا گس ترش فن آوري ان دازه گیریه اي م اهواره اي‪،‬‬ ‫•‬

‫دیتومهاي با دقت و همخوانی باال با کره زمین و براي اندازه گیریهاي‬


‫جهانی توسعه داده شده اند که معروفترین آنها ‪ WGS84‬است‪.‬‬
‫در حال حاضر در بسیاري از کشورهاي دنیا و از جمله در کشور ما‪،‬‬ ‫•‬

‫این دیت وم ب ا بیض وي ب ه همین ن ام‪ ،‬مبن اي تهی ه و تولی د نقش ه ه ا می‬
‫باشد‪.‬‬

‫منو‬
‫پس از تعیین دیتوم با سه پارامتر درگیر هستیم‪:‬‬ ‫•‬

‫‪ -‬ارتفاع بیضوي (‪ :)h‬فاصله سطح زمین تا بیضوي‬


‫‪ -‬ارتفاع اورتومتریک (‪ :)H‬فاصله سطح زمین تا ژئوئید‬
‫‪ -‬ارتفاع ژئوئید(‪ :)N‬فاصله ژئوئید تا بیضوي‬
‫همانطور که گفته شد سطح مبناي محاسبات ارتفاعی‪ ،‬ژئوئید است‪.‬‬
‫بنابراین هدف ما در محاسبه ارتفاع هر نقطه‪ ،‬محاسبه ارتفاع‬
‫اورتومتریک آن نقطه می باشد‪.‬‬

‫منو‬
‫منو‬
‫با توجه به اینکه اطالعات مربوط به پدیده هاي جغرافیایی بر روي‬ ‫•‬

‫نقشه که یک سطح صاف دو بعدي است‪ ،‬نمایش داده می شوند و از‬


‫طرفی‪ ،‬یک کره قابل مسطح شدن بصورت یک سطح صاف نمی‬
‫باشد‪ ،‬بنابراین‪ ،‬الزم است عوارض از سطح کره به یک سطح صاف‬
‫تصویر شوند‪.‬‬
‫فرایند تصویر کردن سطح زمین بر روي یک سطح صاف‪ ،‬تصویر‬ ‫•‬

‫کردن نقشه می نامند‪.‬‬


‫یکی از ساده ترین روشهاي تصویر کردن سطح یک کره بر روي یک‬ ‫•‬

‫سطح صاف‪ ،‬قرار دادن یک استوانه محیط شده به کره و روشن‬


‫کردن چراغی در مرکز کره است که باعث می شود نقشه سطح‬
‫کره بر روي استوانه بیفتد و سپس با باز کرن استوانه به یک نقشه‬
‫منو‬ ‫مسطح دست یافت‪.‬‬
‫منو‬
‫یک سیستم تصویر نقشه با استفاده از روابط ریاضی‪ ،‬مختصات کروي را‬ ‫•‬

‫به مختصات سطح صاف تبدیل می کند‪ .‬هر سیستم تصویري براي کمینه‬
‫ک ردن ی ک ی ا دو ع دد از این پارامتره ا ط راحی ش ده اس ت‪ .‬مثال ً ی ک‬
‫سیستم تصویر مساحت را حفظ می کند اما شکل را تغییر می دهد‪.‬‬

‫با توجه به اینکه کره زمین سه بعدي است‪ ،‬زمانی که قرار باشد بخشی‬ ‫•‬

‫از آن را ب ه ش کل دو بع دي نم ایش دهن د‪ ،‬مش کالتی در تب دیل سیس تم‬


‫مختصات جغرافیایی به سیستم مختصات تصویري پدید می آید‪:‬‬

‫• اوال ی ک بع د یع نی ارتف اع ح ذف می ش ود ک ه می بایس ت ب راي نم ایش‬


‫ارتفاع بر روي نقشه راه حلی پیدا کرد‪.‬‬

‫• ثانیا تبدیل کردن یک سطح محدب به سطح مسطح سبب تغییراتی در‬
‫ابعاد‪ ،‬ا ندازه ها و اشکال می شود‪.‬‬
‫منو‬
‫در سیس تم مختص ات تص ویري ط ول و ع رض‬ ‫•‬

‫جغرافیایی داراي واحد یکسانی براي اندازه گیري بر‬


‫روي زمین نیستند ‪.‬‬
‫یک درجه ط ول جغرافی ایی در استوا حدود ‪ 111‬کیلو‬ ‫•‬

‫متر می باشد در حالی که بر روي عرض جغرافیایی‬


‫‪ 60‬درجه معادل ‪ 55‬کیلومتر است‪.‬‬
‫در ج دول مقاب ل ط ول (کیلوم تر) ی ک درج ه ط ول‬ ‫•‬

‫جغرافیایی در عرضهاي جغرافیایی مختلف آمده است‪.‬‬

‫منو‬
‫از آنجایی که نقشه اصوال مسطح است‪ ،‬بعضی از ساده ترین سیستمهاي‬ ‫•‬

‫تصویر‪ ،‬بر اساس اشکال هندسی که می توانند بدون کش آمدن و یا تغییر‬


‫شکل دادن به سطح صاف تبدیل شوند‪ ،‬شکل می گیرند‪.‬‬
‫یک سیستم تصویر به صورت سیستماتیک موقعیت نقاط را از روي سطح‬ ‫•‬

‫کره با استفاده از الگوریتم هاي ریاضی بر روي یکی از سطوح فوق الذکر‬
‫تصویر می کند‪.‬‬
‫اولین مرحله از تصویر کردن از یک سطح به سطحی دیگر در نظر گرفتن‬ ‫•‬

‫یک یا چند نقطه به عنوان نقطه تماس می باشد‪ .‬هر نقطه و یا خط تماس‪،‬‬
‫نقطه و یا خط مماسی نامیده می شود‪ ،‬به طوري که در سیستم تصاویر‬
‫صفحه اي‪ ،‬در یک نقطه و در سیستمهاي تصویر مخروطی و استوانه اي‪ ،‬در‬
‫طول یک خط‪ ،‬سطح کره با سطوح تصویر‪ ،‬مماس می شوند‪.‬‬
‫منو‬
‫ساده ترین نوع سیستم تصویر مخروطی‪ ،‬نوع مماسی آن است که‬ ‫•‬

‫مخروط در یک عرض جغرافیایی معین با کره زمین مماس می گردد‪.‬‬


‫این خط به نام مدار استاندارد شناخته می شود‪ .‬نصف النهارها بعد‬ ‫•‬

‫از تصویر شدن بر روي سطح مخروط‪ ،‬در نقطه رأس مخروط همدیگر‬
‫را قطع می کنند و مدارها به صورت کمان نمایان می شوند‪ .‬در نهایت‬
‫مخروط در راستاي یک نصف النهار بریده می شود و مسطح می گردد‬
‫که نصف النهار مقابل آن را نصف النهار میانی می نامند‪.‬‬
‫این سیستم تصویر براي نواحی واقع در عرض میانی که گستره اي‬ ‫•‬

‫شرقی‪-‬غربی دارند بسیار مناسب می باشد‪.‬‬

‫منو‬
‫سیستم تصویر مخروطی با یک مدار استاندارد‬

‫منو‬
‫سیس تمهاي تص ویر اس توانه اي (‪ )Mercator‬یکی از مت داولترین این نوع‬ ‫•‬

‫سیستمها می باشد که استوانه در استوا با کره زمین مماس می گردد‪.‬‬


‫نصف النهارات به صورت هندسی بر روي سطح استوانه تصویر می شوند‬
‫و فاصله مدارها از یکدیگر با استفاده از روابط ریاضی محاسبه می شوند‬
‫که در نهایت مدارات و نصف النهارات در این سیستم بر یکدیگر عمود‬
‫خواهند بود‪.‬‬

‫در موارد خاص این نوع از سیستم هاي تصویر استوانه‪ ،‬در راستایی غیر از‬ ‫•‬

‫راستاي استوا بر کره مماس می گردد‪ ،‬به طور مثال در سیستم تصویر‬
‫مرکاتور معکوس (‪ )Transverse Mercator‬استوانه در راستاي یک نصف‬
‫النهار بر کره مماس می گردد در نتیجه مدارهاي استاندارد شمالی‪ -‬جنوبی‬
‫منو‬
‫خواهند بود‪.‬‬
‫انواع حالتهاي ممکن مماس شدن استوانه با کره در‬
‫سیستم هاي تصویر استوانه اي‬

‫منو‬
‫این دسته از سیستمهاي تصویري‪ ،‬سطح کره را بر روي یک سطح‬ ‫•‬

‫مسطح که در نقطه اي بر سطح کره مماس می باشد‪ ،‬تصویر‬


‫می کنند که به آنها سیستم تصویر آزیموت نیز میگویند‪.‬‬
‫این سیستمها معموال به گونه اي هستند که صفحه در یک نقطه با‬ ‫•‬

‫کره مماس می شود‪ .‬این نقطه به عنوان نقطه کانونی (‪)Focus‬‬


‫شناخته می شود که مرکز سیستم مختصات محسوب می گردد و‬
‫با یک طول جغرافیایی و یک عرض جغرافیایی مشخص می گردد‪.‬‬
‫انواع قطبی (‪ ،)Polar‬مایل (‪ ،)Oblique‬و استوایی(‪)Equatorial‬‬
‫وجود دارد‪.‬‬
‫منو‬
‫انواع حالتهاي ممکن مماس شدن صفحه با کره در سیستم‬
‫هاي تصویر صفحه اي‬

‫منو‬
‫سیستم هاي مختلفی براي تصویر نقشه به وجود آمده اندکه در بعضی از آن ها‬ ‫•‬

‫خطوط طول و عرض جغرافیایی مستقیم و در بعضی به صورت منحنی می‬


‫باشد‪.‬‬
‫در انتخاب یک سیستم تصویر چهار خصوصیت‪ :‬مساحت‪ ،‬شکل‪ ،‬فاصله و جهت‬ ‫•‬

‫می بایست مد نظر باشد‪.‬‬


‫بر این اساس که کدامیک از پارامتر هاي هندسی تصویر بعد از عمل تصویر‬ ‫•‬

‫کردن‪ ،‬مهم تر می باشد‪ ،‬سیستم هاي تصویر به انواع زیر طبقه بندي می شوند‪:‬‬
‫سیستم هاي تصویر هم شکل (‪)Conformal‬‬ ‫‪)1‬‬

‫سیستم هاي تصویر هم مساحت (‪)Equivalent‬‬ ‫‪)2‬‬

‫سیستم هاي تصویر هم فاصله (‪)Equidistant‬‬ ‫‪)3‬‬

‫سیستم هاي تصویر هم جهت (‪)True-direction‬‬ ‫‪)4‬‬

‫منو‬
‫این نوع از سیستم هاي تصویر حفظ کننده شکل هستند‪ .‬براي حفظ‬ ‫•‬

‫زوایا که معرف روابط مکانی اشکال می باشند‪ ،‬یک سیستم تصویر‬


‫هم شکل می بایست خطوط عمود برهم را بصورت شبکه هاي با‬
‫زاویه ‪ 90‬درجه بر روي نقشه نمایش بدهد‪ .‬البته نتیجه حفظ شکل‬
‫این است که مساحتها به طور محسوسی در نقشه نسبت به واقعیت‬
‫آنان بر روي زمین تغییر پیدا می کنند‪.‬‬
‫به طور کل هیچ سیستم تصویري نمی تواند شکلهاي مناطق وسیع‬ ‫•‬

‫حفظ کند‪ .‬نمونه اي از سیستمهاي تصویر به شرح زیر است‪:‬‬


‫‪Lambert Conformal Conic, UTM, Mercator‬‬

‫منو‬
‫منو‬
‫این نوع از سیستم هاي تصویر حفظ کننده مساحت هستند‪ .‬به تبع‬
‫حفظ مساحت فاکتورهاي دیگر از قبیل شکل‪ ،‬زاویه و مقیاس‬
‫دچار تغییر خواهند شد‪ .‬در این نوع از سیستمهاي تصویر‪ ،‬مدارها‬
‫و نصف النهارها ممکن است با زاویه درست به هم تالقی پیدا‬
‫نکنند‪ .‬نمونه هایی از این سیستم تصویر عبارتند از‪:‬‬
‫‪Albers equal-area conic, Lambert azimuthal equal-area‬‬

‫منو‬
‫منو‬
‫این ن وع از سیس تم ه اي تص ویر حف ظ کنن ده فاص له بین نق اط‬
‫هستند‪ .‬در هر صورت معموال در این نوع ازسیستم هاي تصویر‬
‫ی ک ی ا چن د خ ط وج ود دارد ک ه در راس تاي آن مقی اس نقش ه‬
‫درس ت می باش د‪ .‬ب ه ط ور مث ال در سیس تم تص ویر سینوس ی‬
‫(‪ )Sinusoidal‬استوا و به طور کلی مدارها داراي طول واقعی‬
‫خ ود هس تند‪ .‬بای د ب ه بخ اطر داش ت ک ه هیچ سیستم تصویر هم‬
‫فاص له اي ک ه فاص له تم ام نق اط در تم ام جه ات واقعی باش ند‬
‫وجود ندارد‪.‬‬

‫منو‬
‫منو‬
‫کوتاهترین فاصله بین دو نقطه در یک سطح منحنی مانند سطح‬ ‫•‬

‫زمین در ط ول هم ارز ک روي‪ ،‬ی ک خ ط مس تقیم در ی ک س طح‬


‫صاف می باشد‪ .‬این فاصله در واقع بر روي بزرگترین دایره از‬
‫ک ره ک ه از این دو نقط ه می گ ذرد ق رار گرفت ه اس ت‪ .‬سیستم‬
‫هاي تصویر هم جهت و یا آزیموتال (‪ )Azimuthal‬به گونه اي‬
‫هس تند ک ه جه ات تم امی خط وط در آنها ب ر پای ه همین کم ترین‬
‫فاصله می باشد‪ .‬بعضی از این سیستمهاي تصویر همزمان هم‬
‫شکل‪ ،‬هم مساحت و یا هم فاصله نیز می باشند‪.‬‬

‫منو‬
‫منو‬
‫منو‬
‫کشور ما ایران‪ ،‬در گستره اي به عرض ‪ 15‬درجه (از ‪ 25‬درجه‬ ‫•‬

‫شمالی تا ‪ 40‬درجه شمالی) و طول ‪ 19/5‬درجه (از ‪ 44‬درجه‬


‫ش رقی ت ا ‪ 63/5‬درجه ش رقی) در رب ع ک ره ش مالی‪ -‬ش رقی ب ر‬
‫روی زمین واقع شده است‪.‬‬

‫و ن رم‬ ‫ام روزه ب ا توس عه روز اف زون علم و فن ژئوماتی ک‬ ‫•‬

‫افزارهاي کاربردي در این زمینه به راحتی و در کمترین زمان می‬


‫ت وان ب ا مش خص ب ودن پارامتره اي سیس تم مختص ات ه ر نقش ه‬
‫رقومی‪ ،‬به راحتی به یک سیستم مختصاتدیگر تبدیل نمود‪.‬‬
‫منو‬
‫‪40‬‬

‫‪25‬‬

‫گستره جغرافیایی ایران بر روي زمین‬


‫منو‬
‫این سیستم مختصات توسط سازمان نقشه برداري ایران به گونه اي‬ ‫•‬

‫طراحی شده است که خطاها و اعوجاجات آن در کل سطح ایران‬


‫کمینه می باشد‪ .‬ب ا نگاهی ب ه ویژگیه اي سیس تم تصویر الم برت هم‬
‫شکل‪ ،‬متوجه می شویم که دالیل انتخاب این سیستم تصویر از قرار‬
‫زیر می باشد‪:‬‬
‫الف) این سیستم تصویر یکی از بهترین‪ ،‬کم خطا ترین و کاربردي ترین‬
‫سیستم هاي تصویر براي عرضهاي میانی (بین قطبین و استوا) می‬
‫باشد و با توجه به اینکه کشور ما نیز در یک چنین جایی واقع شده‬
‫است لذا استفاده از این سیستم تصویر مناسب به نظر می رسد‪.‬‬

‫منو‬
‫ب) از آنجایی که در این سیستم تصویر از دو مدار استاندارد استفاده‬
‫می شود‪ ،‬لذا می توان با درجه آزادي بیشتري آنرا براي منطقه‬
‫مورد نظر سفارشی کرد به گونه اي که خطاها کمینه گردند‪.‬‬

‫ج) خطاهاي موجود در مساحت و شکل در این سیستم تصویر براي‬


‫یک منطقه وسیع مانند ایران کمینه می باشد از اینرو استفاده از آن‬
‫در مقیاسهاي کوچک و متوسط مانند مطالعات محلی و حتی منطقه‬
‫اي و در مواردي که قرار است پایگاه نهایی داده ها و اطالعات به‬
‫صورت یکپارچه طراحی گردد‪ ،‬بسیار متداول می باشد‪.‬‬
‫منو‬
:‫پارامترهاي این سیستم مختصات از قرار زیر می باشند‬
 Projection: Lambert Conformal Conic
 Ellipsoid: International 1909 or WGS 84
 Datum: European 1950 (ED50) or WGS 84
 False Easting: 2000000
 False Northing: 40000
 Central Meridian: 54
 Latitude of Origin: 24
 Scale Factor: 1
 Standard Parallel 1: 30
 Standard Parallel 2: 36

‫منو‬
‫منو‬
‫شماي کلی سیستم مختصات المبرت یزد تعریف شده براي کل ایران‬

‫منو‬
‫نحوه توزیع خطاها در سیستم‬
‫مختصات المبرت‬
‫منو‬
‫این سیس تم مختص ات از به ترین سیس تمهاي تص ویر از نظ ر‬ ‫•‬

‫خطاها و اعوجاجات چه در اشکال و چه در جهت ها و مساحت‬


‫ه ا می باش د‪ .‬در عین ح ال اص لی ت رین مش کلی ک ه در این‬
‫سیستم تصویر وجود دارد این است که ساختاري یکپارچه ندارد‬
‫و ساختار و مختصات هر زون دقیق ًا مانند زونهاي دیگر است به‬
‫طوري که تمامی ‪ 60‬زون مختصاتی یکسان دارند و فقط شماره‬
‫زون است که آنها را از یکدیگر متمایز می سازد‪.‬‬
‫کشور ما با توجه به وسعت آن در چهار زون ‪ 40 ،39 ،38‬و ‪41‬‬ ‫•‬

‫‪ UTM‬قرار گرفته است‪.‬‬


‫منو‬
‫نحوه قرار گیري ایران در چهار‬
‫زون‬
‫منو‬
‫فاکتور مقی اس در نص ف النه ار می انی ه ر زون براب ر ‪ ./9996‬می‬ ‫•‬

‫باشد و در فاصله اي حدود ‪ 180‬کیلومتر از نصف النهار میانی در‬


‫استوا (که با نزدیک شدن به قطبین این فاصله نیز کاهش پیدا می‬
‫کن د) این ف اکتور براب ر ‪ 1‬اس ت و در راس تاي این خط وط مقی اس‬
‫واقعی است‪.‬‬
‫مبدأ مختصات تمام زونها به گونه اي انتخاب شده است که طول‬ ‫•‬

‫نصف النهار میانی ‪ 500000‬متر می باشد و از آنجایی که ایران در‬


‫نیمکره شمالی است‪ ،‬استوا به عنوان مبدأ عرضها در نظر گرفته‬
‫می شود‪ .‬بدین ترتیب مختصات تمام زونها مانند یکدیگر است‪.‬‬

‫منو‬
‫منو‬
‫چون در اين سيس تم خط وط ش بكه روي ي ك مجموع ه ق ائم‬ ‫‪‬‬

‫الزاويه واقع شده و جهت شمال آن توسط يك نصف النهار طول‬


‫جغرافيايي مشخص مي شود ‪ ،‬فقط در نصف النهار مبدآ شمال‬
‫شبكه و شمال جغرافيايي معادل هستند ‪.‬ارتباط بين اين دو در‬
‫شكل زير با زاويه ‪ A‬مشخص شده است ‪.‬‬

‫منو‬
‫چون در نام محل هاي پيش نهادي به جز يك مورد استثنايي كه بدان‬ ‫•‬

‫پرداخت متشكل از چند عامل مي باشد ‪.‬‬ ‫خواهيم‬


‫درمجموع اين نام بايستي مشخص كننده محل قرار گيري محل در‬ ‫•‬

‫ميدان و درعين حال نمايانگر هدف كلي از حفاري محل باشد ‪.‬‬
‫اين نام در حقيقت مشخص كننده موقعيت محل جديد نسبت به چاه‬ ‫•‬

‫مبنا است كه اين چاه الزاما“ چاه شماره يك ميدان نبوده بلكه اغلب‬
‫چاه شماره يك است ‪.‬‬
‫دليل اين مساله اين است كه در بسياري موارد چاه شماره يك خارج‬ ‫•‬

‫از ميدان واقع شده يا به مخزن دست نيافته و در نتيجه چاه مبنا چاه‬
‫ديگري به جز چاه شماره يك مي باشد ‪.‬‬
‫منو‬
‫اين نام در حقيقت مشخص كننده موقعيت محل جديد نسبت به چاه مبنا‬ ‫•‬

‫است كه اين چاه الزاما“ چاه شماره يك ميدان نبوده بلكه اغلب چاه شماره‬
‫يك است ‪.‬‬
‫دليل اين مساله اين است كه در بسياري موارد چاه شماره يك خارج از‬ ‫•‬

‫ميدان واقع شده يا به مخزن دست نيافته و در نتيجه چاه مبنا چاه ديگري به‬
‫جز چاه شماره يك مي باشد ‪.‬‬
‫نام محل از چپ به راست با يك مشخصه ”شرق“ يا ”غرب“ شروع مي‬ ‫‪‬‬

‫شود كه نشان دهنده اين مطلب است كه براي رسيدن به محل بايستي از‬
‫چاه مبنا به سمت شرق يا غرب حركت نمود ‪ .‬پس از اين مشخصه به عددي‬
‫سه رقمي مي رسيم كه تعيين كننده‬
‫فاصله تصويرمحل از تصويرچاه مبنا برروي ستيغ مخزن است‪.‬‬
‫منو‬
‫‪7‬‬

‫پايان‬

‫منو‬

You might also like